شعر
هر روز و شب ذکر تو ميخوانم اباالفضل
من غير دستان قلم گرديده ي تو
حلال مشکلها نميدانم اباالفضل
در پيش زينب بارها با تو حسين گفت
اي آيه الکرسي قرآنم اباالفضل
زينب به چشمان سياهت خيره ميشد
ميگفت اي خورشيد تابانم اباالفضل
اي قد و بالاي تو را قربان عزيزم
داغت نبينم سرو بستانم اباالفضل
از عشق تو زينب سري شوريده دارد
بر روي ماهت شمس زهرا ديده دارد
ديوانه ام کرده غمت آقا اباالفضل
وآن موي خم اندر خمت آقا اباالفضل
باب الحسين دلهاي ما را کن حسيني
بر سائلت کن مرحمت آقا اباالفضل
موسي کليم الله مجنون گشته دارد
تکيه به چوب پرچمت آقا اباالفضل
عيسي نهاده سر به ديوار حريمت
تا زنده گردد از دمت آقا اباالفضل
عالم ز هم ميپاشد و در هم بريزد
با يک صداي محکمت آقا اباالفضل
اي سينه ها باشد ز عشق آتشينت
زينب گرفتار صداي دلنشينت
بر نعره ي تکبير تو الله اکبر
بر ضربت شمشير تو الله اکبر
عکس خدا قاب است در چشم مليحت
بر چشم خورده تير تو الله اکبر
اي تکسوار عرصه ي ميدان چو حيدر
بر غرش چون شير تو الله اکبر
نقش جمالت را به لوح دل کشيدم
بر هيبت تصوير تو الله اکبر
کشورگشاي ملک دلهاي حسيني
بر عشق عالم گير تو الله اکبر
تا که خدا هست و خدايي مينمايد
دستان تو مشکل گشايي مينمايد
السلام علیک یا اباالفضل العباس(علیه
السلام)
اینم یه عکس قشنگ دیگه



